توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم

 

 

آنقدر بوسیدمش تا خسته شد

خسته از بوسیدن پیوسته شد

خواست تا لب بر شکوه وا کند

لب نهادم بر لبش تا بسته شد

گفته بودم که اگر بوسه دهی،توبه کنم

که دگر باره ازین گونه خطاها نکنم

بوسه دادی،چو برخواست لبت از لب من

توبه کردم که دگر توبه ی  بیجا نکنم
/ 0 نظر / 15 بازدید