عشق

به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی شبی از عشق تو با پونه گفتم دل او هم برای قصه ام سوخت غم انگیز است تو شیداییم را به چشم خویش فهمیدی و رفتی نمیدانم چه می گویند گل ها خدا میداند و نیلوفر و عشق به من گفتند گل ها تا همیشه تو از این شهر کوچیدی و رفتی

/ 2 نظر / 5 بازدید

سلام به من سربزن

hossein

سلام خوبی .سلامتی آتوسا خانوم.خوش حال هستم که افتخار آشنایی با شما را را دارم.وبلاگتون عالی بود حرف نداشت.من حسین رسولی هستم .خانمون بوشهر است و 16 سال دارم.راستش من یک گرافیست هستم و سر و کارم با برنامه های گرافیکی است.من مدت ها بود دنبال یک همکار خوب می گشتم تا الان که با شما آشنا شدم.با خودم فکر کردم شما برای همکاری با من بهترین هستید.من نمی دونم شما با برنامه فتوشاپ چه قدر آشنایی دارید ولی این را به شما قول می دم که از شما یک گرافیست حرفه ای درست کنم.من با شما خیلی حرف دارم اما این جا نمی شه زد.از شما خواهش می کنم یا با ایمیل من تماس بگیرید و یا با موبایلم.منتظر همکار آینده ی من...‏09396563963‏↲↲↲↲↲hossein.graph@yahoo.com