ღ.•**•.ღ عشق من ღ.•**•.ღ

برازجان



 

گنجشک به خدا گفت :

لانه ی کوچکی داشتم ... آرامگاه خستگیم ... سرپناه بی کسیم ...

طوفان تو آن را از من گرفت.کجای دنیای تو را گرفته بود ؟!

خــــدا گفت :

" ماری در لانه ات بود ! تو خواب بودی ...باد را گفتم لانه ات را واژگون کند ...

آنگاه تو از کمین مار پر گشودی .

چه بسیار بلاها که از تو دور کردم و توندانستی و به دشمنیم برخاستی !!!

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ توسط آتوســـــــا نظرات () |

Design By : Night Melody